تبليغاتX
راحیل

راحیل

هر چی که دلم بخواد مینویسم

سلام...... خوبین دوستان گلم؟

شرمنده من این روزا خیلی کم کار شدم.

نه درست و حسابی بهتون سر میزنم نه مثل بچه ی خوب پست میزنم.

جبران میشه در اولین فرصت.راستی فرصت اینجوری نوشته میشه دیگه نه؟؟

نمیدونم من خیلی املام ضعیفه.

این روزا مامانم بد جوری افتاده به جون خونه.داره همه چی رو عوض میکنه.

پرده ها ، کابینتا ، رنگ در و دیوار ،حتی ظرف و ظروف. نمیدونم چش شده.

انگار همه چی دلشو زده. درکش میکنم.البته نکته ی قابل توجه اینه که کلا"

مامانم اینجوریه زود همه چی دلشو میزنه.من اصلا" به اون نرفتم.از هیچ نظر.

کاملا" مثل خانواده ی بابام شدم ژن جه کارا که نمیکنه.

حالا جالبیش به اینه که ما با کل خانواده ی پدری قهریم. ای ول.

تقصیر کیه؟؟؟ خوب هردو.هم ما هم اونا.مثل خودم بد اخلاقن.بی خیال.

به هر روی به علت خانه تکانی وسط سال مامان خانم الان خونه ی ما کاملا"

به هم ریخته اس و فقط روی مبل ها صندلیا میشه نشست.

توی اتاق پذیرایی جایی برای دراز کردن پا وجود نداره.

منم که پام داقونه.عجب اوضاعیه!!!

راحیل جان صبور باش.

به این میگن خود دل داری..

در شرایط بحرانی میشه از این روش استفاده کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 22:53  توسط راحیل  | 

 

من نمیدونم آدما چرا اینجورین!!!

به خدا سواله برام که چرا انقدر به هم توهین میکنن!!!

فرض کنید توی مدرسه یا دانشگاه یا سر کار با یکی دوست میشین و از

روز اول قواننینتونو بهش میگین . بعد ازش میخواین اگه قرار با هم دوست

باشید به قوانین هم احترام بذارید. طرفم میگه قبوله !! بعد یه مدت دوست

جدید میاد و میزنه زیر همه چی بعدم توقع داره هنوز باش دوست باشی.

خوب بعد میگین راحیل متنفر نباش...نمیشه دیگه نمیشه به خدا...

ای بابا خوب من حساسم..

حالا این هیچی..

یه روز یه نفر بهت نیاز داشته و دستشو گرفتی الان بهش نیاز داری و

میدونی میتونه کاری واست انجام بده .بعد تو چشمات نگاه میکنه و میگه:

مگه من بیکارم به مشکلات اینو اون فکر کنم؟؟؟؟

عجب!!! بیخیال شم ؟؟؟ باشه اینم بیخیال...

با خودت عهد میبندی حالا که دستت نمک نداره دیگه کاری به کار کسی

نداشته باشی.

نه خوبی کنی نه از کسی توقع داشته باشی . بعد چند وقت میگن چی

شده راحیل؟

 از دماغ فیل افتادی؟؟؟ دیگه دوستاتو نمیشناسی؟؟؟ خودتو میگیری؟؟؟؟

بازم بیخیال شم؟؟؟ آره خوب حرف دیگه...مردم خرف زیاد میزنن!!!

کسی که کمکش کردی و کمکت نکرد و بیخیالش شدی حالا بهت زنگ

میزنه که پول میخواد.خدا شاهده الان ندارم که کمکش کنم. گفتم نیست..

بهم میگه خیلی بی چشم و رویی و قطع میکنه!!!!

نگین اینو بیخیال شم که به خدا راه نداره....

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388ساعت 23:26  توسط راحیل  | 

 

هر کاری میکنم خوابم نمیبره!!!

استرس ، دلشوره ، ضربان بالای قلب ، ضعف اعصاب ...

هر حسی که بد باشه دارم...

عجب روزا و شبایی دارم من ...

داشتم به ترانه ی آرزوی من این است از لیلا فروهر گوش میکردم.

شعر قشنگی داره.

مینویسمش اینجا.

با خوندن این یه وقت فکر نکنید غمم عشقیه نه بابا این چیزا نیست

یه حس لطیف و نابی توی شعرش هست که آدمو میگیره...

یه جور صداقت همراه با التماس...

 

 

آرزوی من این است             که دو روز طولانی

در کنار تو باشم                  فارغ از پشیمانی

آرزوی من این است             یا شوی فراموشم

یا که مثل غم هر شب         گیرمت در آغوشم

آرزوی من این است            که تو مثل یک سایه

سر پناه من باشی             لحظه ی تر گریه

آرزوی من این است            نرم و عاشق و ساده

همسفر شوی با من          در سکوت یک جاده

آرزوی من این است           هستی تو من باشم

لحظه های هوشیاری         مستی تو من باشم

آرزوی من این است           تو غزال من باشی

تک ستاره ی روشن           در خیال من باشی

آرزوی من این است           در شبی پر از رویا

پیش ماه و تو باشم           لحظه ای لب دریا

آرزوی من این است           از سفر نگویی تو

تو هم آرزویی کن              اوج آرزویی تو

آرزوی من این است           مثل لیلی و مجنون

پیروی کنیم از عشق         این جنون بی قانون

آرزوی من این است           زیر سقف این دنیا

من برای تو باشم              تو برای من تنها

آرزوی من این است           آرزوی من این است 

آرزوی من این است           آرزوی من این است 

 

 

عجب کارتونی بودا.... سیندرلا

 

 

 

 

 

بعدا" نوشت: به خدا من عاشق کسی نیستم...

من که توضیح دادم از متن این شعر خوشم میاد همین

بی خیال شین بابا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 22:49  توسط راحیل  | 

سلام

دلم برای همه تون تنگ شده بود.

راستش خیلی وقته که میخوام پست جدید برنم اما حال و روزم خیلی بد بود.

صبر کردم و صبر کردم و صبر کردم...که بهتر شم تا با یه پست شاد شروعی

دوباره داشته باشم.اما ای دریغ....هر روز بد تر از قبل.

این چند روز داشتم به یه چیزایی فکر میکردم.

به اینکه:

تاحالا شده به یکی یه عالمه خوبی کنید و دستتونو گاز بگیره؟؟قطعا" شده..

ولی شده بعدش دوباره باهاش خوب بشین و کلی در حقش لطف کنید؟؟؟؟

خوب شاید پیش اومده برای خیلیا!!! ولی یه چیزی....

شده طرف دوباره بهتون نارو بزنه؟؟؟؟ و الان یکی از دوستانتون باشه؟؟؟؟

میدونم آدم یه نفرو ۱۰ بار امتحان نمیکنه.اما من این کارو کردم...

خود کرده را تدبیر نیست...

من بزرگ ترین ضربه های زندگیمو از نزدیک ترین آدمای دورو برم خوردم.

نوش جونم... تا من باشم دیگه دلم برای کسی نسوزه...


پ.ن : از تمام کسانی که این مدت به یادم بودن و بهم سر زدن ممنونم....

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 23:28  توسط راحیل  | 

 

سلام

چند وقتی نیستم.بهتونم نمیتونم سر بزنم.

نمیدونم تا کی!!! اما بر میگردم.

فراموشتون نمیکنم...فراموشم نکنید....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 0:0  توسط راحیل  | 

 

شما از چی میترسید؟؟؟؟

من از   س  و  س  ک !!

چند روز پیش توی اتاق کامپیوتر یه  س   و   س   ک  اومد.

 آنچنان آژیری زدم که ستونای خونه لرزید

الان که دارم دربارش مینویسم همش به دور و برم نگاه میکنم.

حس میکنم بازم هست !!!!

وای خدایا چقدر من از این حشره وحشت دارم ....

انقدر ترسیده بودم که حرف زدن یادم رفته بود.با لکنت به خواهرم گفتم به

نظر تو خدا چرا  س  و  س  ک  و اختراع کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواهرم گفت: که تو رو به این روز بندازه !!!!

هر کاری کردم کلمه ی خلق یادم نمیومد...اختراع!!!!!

من از کلیه ی حشرات میترسم.ملخ -جیرجیرک-سنجاقک-حتی پروانه !!!!

اما این یه چیز دیگه اس.حتی نمیخوام اسمشو بنویسم

کلی دربارش تحقیق کردم....

اول اینکه تنها موجودیه که از زمان دایی ناسورابه همین شکل بوده و

منقرض نشده !!! خاک تو سرش  

بعدم اینکه بمب اتم نمیکشش !!!!

صدای پا داره !!! باور کنید !!

حتی وقتی که خوابین و یه جایی دورو برتون باشه حسش میکنید!!

یه سری نویز هایی داره که گوش انسان دریافتش میکنه !!!!  

میفهمه چی کار کنه ... میوفته دنبال آدم

وای خدایا حتی نوشتن اینا دیوونم میکنه

نمیدونم چرا انقدر ازش میترسم ؟؟؟!!!!!!!!

من اصلا" از مارمولک و موش و قورباغه و اینجور چیزا نمیترسم 

خیلی دوسشون دارم اما این نکبت حالمو به هم میزنه

میگما قورباغه رو همینجوری مینویسن دیگه !!! نمیدونم !!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 16:0  توسط راحیل  | 

سلام عزیزانم

توی مسابقه قرار گذاشتیم به برنده جایزه ی انتخابیه خودشو بدیم.

خودنویس پست توی وب رو انتخاب کرد و من با کمال میل تقدیمش میکنم.

متن زیرنوشته ی خودنویسه ومن هرآنچه که نوشت و به ای میل من

فرستاد رو بی دخل و تصرف اینجا گذاشتم ....

 

 

در ادامه ی مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 22:20  توسط راحیل  | 

چرا همه بهم اینجوری نگاه میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب من روزه نمیگیرم

هیچ وقت نمیگیرم

خوب مگه چیه؟؟؟؟؟؟؟

 

آخه من سر کار عادت دارم چایی بخورم

خوب سر درد میگیرم

همه به لیوان چاییم نگاه میکنن

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 18:36  توسط راحیل